معرفی کتاب زیبا صدایم کن

زیبای کتاب «زیبا صدایم کن» دختر پانزده ساله‌ای است که در موسسه‌ای زیر نظر بهزیستی زندگی می‌کند. مادر معتادش ازدواج کرده و پدرش به سبب بیماری روانی در آسایشگاه بیماران روانی بستری است. زیبا در روز تولدش به پدر کمک می‌کند تا از آسایشگاه فرار کند. پدر موتور یکی از کارکنان آسایشگاه را می دزد تا با هم به گردش بروند و تولد زیبا را جشن بگیرند.

زیبا به زودی از همدستی با پدرش پشیمان می‌شود. پدر تعادل روانی ندارد هر لحظه به حالی درمی‌آید؛ گاهی خوب است و گاهی بد و گاهی دچار جنون و گاهی دچار توهم می‌شود. سرانجام زیبا با همکاری نیروی بیمارستان پدر را بیمارستان برمی‌گرداند و تولدش را با کسانی که در کنارشان امنیت دارد جشن می‌گیرد.

کتاب «زیبا صدایم کن» برگزیده‌ شورای کتاب کودک و هیجدهمین جشنواره کتاب کانون پرورش فکری در سال ۱۳۹۵ شده است و در فهرست كتاب‌های كلاغ سفید كتابخانه بین‌المللی مونیخ آلمان ۲۰۱۷ و فهرست افتخار دفتر بین المللی كتاب برای نسل جوان ۲۰۱۸ قرار گرفته است.
کتاب «زیبا صدایم کن» همچنین به سبب پرداختن به موضوع کودکان بدسرپرست نامزد شورای كتاب كودك برای فهرست كتاب برای كودكان با نیازهای ویژه دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان ۲۰۱۷ بود.

کتاب «زیبا صدایم کن» فرهاد حسن زاده به دو زبان انگلیسی و ترکی استانبولی ترجمه شده اسست.

معرفی کتاب عمود 1400

 عمود ۱۴۰۰                                                                                                      

 نویسنده: علی‌اکبر والایی

ناشر: احیا

 تعداد صفحات:۱۴۲

سفرنامه‌ گونه‌ای ادبی است که در آن شخصی که به سرزمین‌های دیگر سفر کرده است، دیده‌ها، شنیده‌ها، تجربه‌ها، رخدادها و احساساتش را دربارة آن سرزمین‌ها، برای آگاه کردن دیگران در قالب کتابی می‌نگارد. سفرنامة زیارت، اما حال و هوایی دیگر دارد. به خصوص اگر سفرنامه اربعین اباعبدالله الحسین (علیه السلام) باشد.

«کتاب  عمود ۱۴۰۰» روایت بیم‌ها و امیدهای مسافری است که برای کسب توفیق زیارت، در انتظار اتفاقی غریب است. این کتاب حکایت لحظه لحظة حضور است در مسیر عشق حسین (علیه‌السلام)، هم‌نوایی و هم‌صدایی با دیگر عاشقانش، شمردن گام‌ها و ستون‌هایی که تو را از اربابت دور و به او نزدیک می‌کند...!

سفرنامه علی‌اکبر والایی برشی است از قلب او؛ که از سفر پر رمز و راز اربعین و دیار عشق برای ما به ارمغان آورده است

در بخشی از کتاب «عمود1400» چنین آمده است:


«
تا نیمه‌های شب، فرصت دارم به بین الحرمین بروم. اما در آغاز شب و در دل تاریکی، گذر در بافت سنتی محله‌های شهر کربلا، برایم تازگی‌هایی دارد که حس نوستالژیک دیرآشنایی را در ذهنم زنده می‌کند. پس از صرف غذای نذری، تا ساعتی در کوچه پس کوچه‌های محله، قدم می‌زنم و به اهالی‌اش می‌نگرم که فکر و خیال را می‌برد به هزاره تاریخ، به دورتر و دورتر؛  به مردمان عصر صدر اسلام. این خانه‌های کاهگلی با درهای چوبین و کوبه‌‌های فلزی‌اش برای دق‌الباب، کورسوی نور درون خانه‌هایش، با حزنی که هوای محله را آغشته است؛  انگار علی را کم دارد.

کتاب خوان ماه شهریور