یادداشتی بر کتاب «بی‌کتابی» نوشته محمدرضا شرفی خبوشان

کتاب بی کتابی شخصیت‌هایی را نشان می‌دهد که «کتاب باز» هستند. کتاب‌بازهایی که فقط ظاهر کتاب برایشان اهمیت دارد. از کتاب تنها به جلد و عطف و کاغذ توجه نشان می‌دهند و از محتوا و بطن کتاب غافل هستند.

میرزا یعقوب آنتیکه‌فروش، شخصیت اصلی رمان «بی کتابی» است که علاقه زیادی به نسخ خطی و چاپ سنگی کتاب دارد و برای دستیابی به کتاب‌ها،حاضر است هزینه‌های بسیاری کند. او حتی در این بین از جانش نیز می‌گذرد و خطرهای بسیاری می‌کند.

خواننده در «بی کتابی» در واقع آیینه پیش روی خود گرفته و رفتارها و شخصیت خود را در برابر آینه کتاب به نظاره نشسته است. این کتاب خواننده خود را دعوت به تفکر می‌کند و از او می‌خواهد که به رفتارهای خود بیاندیشید. خواننده «بی‌کتابی» با پرسش‌هایی روبرو می‌شود که باید جوابش را خودش بدهد و در واقع این کتاب خواننده را در موقعیت پرسش قرار می‌دهد.

با وجود اینکه این رمان در عصر قاجار روایت می‌شود اما به اعتقاد نگارنده این متن قابل تعمیم به تمام تاریخ است و از این حیث باید گفت نویسنده توانسته یک اتفاق مهم را رقم بزند. اتفاقی که سبب می‌شود خواننده حس نکند که این روایت مربوط به تاریخ است و دیگر تکرار نمی‌شود، بلکه آن را تلنگری به خود می‌خواند و خود را جای تک‌تک شخصیت‌های اثر می‌گذارد.

وقتی در پایان کتاب شخصیت‌ها به دنبال یافتن «ضحاک» وارد غاری که در جستجوی آن هستند، می‌شوند تصویری را می‌بینند که در واقع باطن آنها است. آنهایی که از محتوای کتاب‌ها به دور هستند در داخل غار با سایه‌های ضحاک‌وار خود روبرو می‌شوند و ضحاک را در هیبت خودشان می‌بینند.

ساختار روایت «بی کتابی» کتاب را تبدیل به اثری کرده که خواننده باید در خوانش آن مشارکت داشته باشد و نویسنده کوشیده که روایتی را ارائه کند تا مشتش پیش خواننده از همان ابتدا باز نباشد.

رمان «بی کتابی» اثر محمدرضا شرفی خبوشان را انتشارات شهرستان ادب در 260 صفحه با قیمت 20هزار تومان روانه بازار کتاب کرده است.